تبليغاتX
ضد خاطرات
خاطرات امیر سیدین از زمان مضارع
نادر عزیزم!

پايان حرف آخر نيست..تنها تاييدي است بر حرفهايي كه بايد گفت و نمي توان!
وغوطه وري در اتمسفر معلق حرفهاي ناگفته و درد هاي فرياد نا كرده حوالي همين پايان هاست كه آغاز ميشود.
ما همه به پاياني از اين دست نزديكيم نادر جان!
نامردمي ها را ميبينيم و سر به جهان انديشه فرو مي بريم و بغض را فرو مي خوريم تابعد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/30ساعت 14:20  توسط امیر سیدین  | 

                

سلام احمد آقا!

یادت هست آن روز را که در همان دفتر دوست داشتنی کوچه بیمه، برایم از نامردمی ها گفتی؟ 

راستي دكترها توانستند درد واره هايت را هم در آن مانيتور كوچك گوشه اتاق رصد كنند؟

اما نه! مانيتور كوچك گوشه اتاق سفيد ، فقط دردها را نشان ميدهد و ديدن درد واره ها را مكانيزمي ديگر بايد!

احمد آقا! درد ها را تاب بياور كه درد واره ها براي مرداني از جنس تو هميشه هست...

راستي احمد آقا! دلم براي آن دفتر دوست داشتني كوچه بيمه خيلي تنگ شده! 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/17ساعت 11:5  توسط امیر سیدین  |