تبليغاتX
ضد خاطرات
خاطرات امیر سیدین از زمان مضارع

 
چندى قبل به وساطتى و به مناسبتى توفيقى دست داد تا دكتر فريدون مجلسى، تاريخ پژوه معاصر را از نزديك درك كنم. ايشان خاطره اى را نقل كردند از برنامه اى كه مدتى قبل به مناسبت انتشار دايره المعارف دموكراسى - كه سهمى درخور تاليف و انتشار آن داشتند- توسط وزارت امور خارجه برگزار شده بود. ظاهراً كسى از حضار انتقاد كرده بود كه چرا در اين دايره المعارف، نامى از سالوادور آلنده، رئيس جمهور فقيد شيلى، برده نشده است و دكتر مجلسى نقل مى كرد كه پس از اين انتقاد، پشت تريبون رفتم و بر درستى انتقاد تاكيد كردم و افزودم: «آنچه آلنده را شايسته قرار گرفتن در سياهه موثرين عرصه دموكراسى مى كند نه فرآيند دموكراتيك انتخاب او به رياست جمهورى و نه انديشه هاى وى، كه دقيقاً به سبب «عدم» مقاومتى بود كه در برابر كودتاچيان انجام داد. مقاومتى كه مى توانست وى را در جايگاه يك قهرمان نشاند اما به قيمت فجايعى بسيار گسترده تر از آنچه كه در كودتاى پينوشه روى داد، تمام شود. آلنده جان داد اما «عدم مقاومت» مصلحانه را بر قهرمان شدن برترى داد.
•••
در واپسين ماه هاى عمر دولت خاتمى، آنچه كه به كرات در نقد عملكرد وى شنيده مى شود، عدم مقاومت بايسته سيدمحمد خاتمى، در برابر بحران هايى است كه فراروى دولت اصلاحات قرار گرفت و كندى و در جاماندگى فرآيند اصلاح طلبى پس از دوم خرداد را سبب شد. نكته مغفول در عمده اين انتقادات- انتقاداتى كه در دلسوزى و دغدغه مند بودن صاحبان بسيارى از آنها، ترديدى روا نيست- توجه به هزينه و بهاى برخى از پافشارى هايى است كه غالب اصلاح طلبان از خاتمى انتظار داشتند و او نكرد.تحليل عملكرد خاتمى و عدم پافشارى وى بر اصولش، بايد و بايد از موضع يك «رئيس جمهور» صورت بگيرد. تنها در اين صورت است كه مى توان بر نتايج تحليل استوار ماند و بدان استناد كرد.بى ترديد، خاتمى پيش و بيش از هر كس ديگرى عواقب عدم ايستادگى بر اصولى را كه قلباً بدان ها اعتقاد داشت، مى دانست و مى داند. اما سببى كه باعث مى شد، آنچه ما- به عنوان يك ناظر بيرونى هم راى با خاتمى- انتظار رويدادش را داشتيم، صورت نگيرد دغدغه اى بود كه وى از صندلى  رياست «جمهور» و نمايندگى «مردم» آن را با تمام وجود درك و فهم مى كرد.پافشارى  خاتمى در برخى موارد هر چند كه مى توانست نه تنها خلعت قهرمانى را بر تن وى بپوشاند كه حتى- احتمالاً- باعث مى شد با روشن كردن كليد يك جريان اجتماعى جريان اصلاح طلبى را در پاره اى موقعيت ها چند گام به پيش براند، اما همين جريان پتانسيل بالقوه و البته بسيار قدرتمندى را براى تبديل به يك هيجان سازمان نيافته اجتماعى داشت و احتمال رخداد همين مسئله خاتمى را به وادى ترديد مى كشاند؛ ترديدى كه با مصلحت خويشتن خاتمى هيچ همپوشانى نداشت و تنها و تنها آنچه كه اين ترديد پسنديده و درخور تحسين را باعث مى شد، احساس خطرى بود كه وى به عنوان يك رئيس جمهور، در مورد مردمى كه وى را به نمايندگى از خويش برگزيده بودند، تا عمق جان ادراك مى كرد. آنچه سبب ترديد جدى خاتمى براى عدم قاطعيت در پاره اى موقعيت ها مى شد، هر چند ممكن است براى ما- به عنوان يك ناظر بيرونى و نه چندان آگاه نسبت به كليت پارامتر هاى تاثير گذار- دغدغه هايى چندان جدى قلمداد نشود، اما براى خاتمى كه از زاويه «مسئولانه» يك رئيس جمهور بايد در اين موقعيت ها «تصميم» گرفته و كليه «پيامد » هاى گوارا و ناگوار آن را بپذيرد، اين دغدغه ها آنچنان جدى مى شود كه سبب ساز انتخاب هايى مى گردد كه در نگاه اول از قاطعيت مورد نظر جامعه ماهيتاً راديكال ايرانى برخوردار نيستند، اما در نگاه كلان مى تواند به نهادينه شدن فرايندى بينجامد كه نتيجه قهرى آن استوارسازى پايه هاى دموكراسى، با كمترين هزينه براى «جمهور»ى است كه خاتمى خلعت رياست آن را بر تن دارد.
شرق-۲۲/۲/۸۴
+ نوشته شده در  جمعه 1384/02/23ساعت 15:10  توسط امیر سیدین  |